دخترم!

ای عاشق مدهای رنگارنگ !

ای فریفته لباسهای  روشن وتنگ

که از دنیا به شوق آمده ای

هیچ اندیشیده ای که این شوق ،

حزن آخرت را به همراه دارد ؟

به شبی بیندیش که

از پس آن فردایی نباشد وبه خانه ای بیندیش که

از آن تنگ تر وتاریک تر نباشد

ای که به بازی لباس پرداخته و

به جامه شهرت دلباخته ای

از آن بترس که

این بازیها در گناه مشهورت سازد

ومهر سیاه معصیت برنامه اعمالت زند