تبلیغات
جــان نثـــاران رهبـــــر - مطالب دی 1393
منوی اصلی
وصیت شهدا
وصیت شهدا
فدائیان رهبــــر
پیوندهای روزانه
فدایی رهبر
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :



 

 امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم
این اشک های من از سردلتنگی است
دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت
کاش بودی...
امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می دانم جای تو خوب است
وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند
آخر میدانم که بهشت زیر پای توست....
کاش فقط امروز نگاهت را داشتم
خدایا کاش فقط یک بار دیگر
آغوشش را داشتم


مادر تنها کسیست که میتوان "دوستت دارم"‌هایش را باور کرد حتی اگر نگوید...

خیلی از مادرا
انتظار کادو ندارن
انتظار هدیه ندارن
دلشون میخواد، بچه شون با یه شاخ گل
نه نه ، شده دست خالی، فقط بیاد بهشون سر بزنه...

((شادی روح همه مادران آسمانی صلوات))




معمولا انسانها در دنیا به هر چه غیر خدا تكیه كنند از همانجا ضربه می خورند

مثلا كسی كه به مالش تكیه كرده ؛ از همان مال ، ضربه می خورد

كسی كه به قدرتش ، شهرتش ، جمالش ، خانه اش و ... دل خوش كرده ؛ از همان لطمه می خورد

مانند فرعون كه افتخارش این بود كه رود نیل از آن اوست [َ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرى مِنْ تَحْتى‏] و در همان رود هم غرق شد

ما باید فقط و فقط به خدا توكل كنیم و فقط و فقط به او تكیه داشته باشیم [ وَ مَن یَتَوَكَّل عَلَی الله، فَهُو حَسبُه]

 

 


قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

 

 بَیْتُ الْغِنَاءِ لَا تُؤْمَنُ فِیهِ الْفَجِیعَة  وَ لَا تُجَابُ فِیهِ الدَّعْوَةُ وَ لَا یَدْخُلُهُ الْمَلَكُ.  [الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 433 ]

خانه ای كه در آن موسیقی حرام، باشد . از مرگ ناگهانی ایمن نخواهد بود و دعا در آنجا مستجاب نخواهد شد و فرشتگان در آن خانه وارد نمی شوند

یكی از مهمترین آفات، پیرامون گوش دادن به غنا و نوازندگی ، كوتاه شدن عمر است  

کسانی که با موسیقی سر و کار دارند، معمولا عمر کوتاه تری دارند  . در اثر هیجانات روحی و روانی و وارد شدن فشار بر قلب ، گرفتار سکته های قلبی می گردند.

 براساس آزمایش‌هایی که پرفسور "‌لودویگ دوملینگ" درباره موسیقی‌های شب‌کوتاه، موزارت، سمفونی، سرنوشت بتهون، موزیک بیت، آوازهای پاپ یعنی موزیک مدرن نسل جوان انجام‌ داده و آزمایش های مکرر انجام گرفته، ترشح عصاره گوارشی معده و اسید کلریدریک در کسانی که به موزیک ‌پاپ گوش کرده بودند، پیش از سائرین تقلیل و کاهش یافته بود.( اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، جلد 15، صفحه 185 .)

در بررسی‌هایى که محققّان کرده‌اند، از بین 46 نفر موسیقی‌دان و نوازندگان‌ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانى و غیره، متوسط عمر آنان 47 سال بوده است.


                                               


یكی از نامهای قیامت "یوم الحسرت" است  حال ما می دانیم مردگان از چه چیز حسرت می خورند ؟

وَ قَالَ ص مَا مِنْ لَیْلَةٍ إِلَّا وَ مَلَكُ الْمَوْتِ یُنَادِی یَا أَهْلَ الْقُبُورِ لِمَنْ تَغْبِطُونَ الْیَوْمَ وَ قَدْ عَایَنْتُمْ هَوْلَ الْمُطَّلِعِ فَیَقُولُ الْمَوْتَى إِنَّمَا نَغْبِطُ المؤمنون [الْمُؤْمِنِینَ فِی مَسَاجِدِهِمْ لِأَنَّهُمْ یُصَلُّونَ وَ لَا نُصَلِّی وَ یُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ لَا نُزَكِّی وَ یَصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ لَا نَصُومُ وَ یَتَصَدَّقُونَ بِمَا فَضَلَ عَنْ عِیَالِهِمْ وَ نَحْنُ لَا نَتَصَدَّ     [ إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 53]

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هیچ شب و روزی نیست مگر اینکه ملک الموت ندا سر می دهد و می گوید:ای اهل قبور ، امروز غبطه و حسرت چه کسانی را می خورید ، در حالیکه مرگ را معاینه کردید و از اسرار با خبر شدید.

در جواب ، مردگان می گویند:

زیرا آنان نماز می خوانند و ما نمی خوانیم

و آنها زکات می دهند و ما نمی دهیم

و آنها روزه می گیرند و ما نمی گیریم

و صدقه می دهند و ما نمی دهیم

و آنها ذکر خدا را می گویند و ما نمی گوئیم

پس واحسرتا بر آنچه از دست داده ایم در عالم دنیا.

ما غبطه ی مؤمنین را می خوریم که در مساجد هستند

 


گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.

آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین.

اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت

آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است

 




اگه گاهی اوقات دلتان میگیرد و دوست دارید گریه کنید اما نمی دانید شما را چه شده

بدانید خـــــــــــدا دلش برایتان تنگ شده

می خواهد صدایش کنید

                                                                    

داستانك:

شریك بن عبد اللَّه نخعى، از فقهاى معروف قرن دوم هجرى، به علم و تقوا معروف بود.

مهدى بن منصور، خلیفه عباسى، علاقه فراوان داشت كه منصب «قضا» را به او واگذار كند، ولى شریك بن عبداللَّه براى آنكه خود را از دستگاه ظلم دور نگاه دارد زیر این بار نمى‏رفت. و نیز خلیفه علاقه‏مند بود كه «شریك» را معلم خصوصى فرزندان خود قرار دهد تا به آنها علم حدیث بیاموزد.

شریك این كار را نیز قبول نمى‏كرد و به همان زندگى آزاد و فقیرانه‏اى كه داشت قانع بود.

روزى خلیفه او را طلبید و به او گفت: «باید امروز یكى از این سه كار را قبول كنى: یا عهده‏ دار منصب «قضا» بشوى، یا كار تعلیم و تربیت فرزندان مرا قبول كنى، یا آنكه همین امروز ناهار با ما باشى و بر سر سفره ما بنشینى.».

شریك با خود فكرى كرد و گفت: حالا كه اجبار و اضطرار است، البته از این سه كار، سومى بر من آسانتر است.

خلیفه ضمنا به مدیر مطبخ دستور داد كه امروز لذیذترین غذاها را براى شریك تهیه كن. غذاهاى رنگارنگ از مغز استخوانِ آمیخته به نبات و عسل تهیه كردند و سر سفره آوردند.

شریك كه تا آن وقت همچو غذایى نخورده و ندیده بود، با اشتهاى كامل خورد.

خوانسالار آهسته بیخ گوش خلیفه گفت: «به خدا قسم كه دیگر این مرد روى رستگارى نخواهد دید.».

طولى نكشید كه دیدند شریك، هم عهده‏ دار تعلیم فرزندان خلیفه شده و هم منصب «قضا» را قبول كرده و برایش از بیت المال مقررى نیز معین شد.

روزى با متصدى پرداخت حقوق حرفش شد. متصدى به او گفت: «تو كه گندم به ما نفروخته ‏اى كه اینقدر سماجت مى‏كنى؟».

شریك گفت: «چیزى از گندم بهتر به شما فروخته ‏ام، من دین خود را فروخته‏ ام.»

مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏18 (داستان و راستان)، ص: 255

 


 

 پایان ماه صفر، یک حدیث و چند بدعت!





سعی دشمنان اسلام (به ویژه تشیع) همیشه بر این بوده است که مردم را از فرهنگ اصیل اسلام ناب محمدی (ص) دور کنند و در این مسیر از هیچ امکان، وسیله و حیله‌ای فروگزار نمی‌نمایند. اگر توانستند مسلمان را (به نام روشنفکری یا هر نام دیگری) دعوت به ارتداد و کفر می‌کنند و اگر نتوانستند، ذهنش را با خرافات پر می‌کنند و سپس در اذهان دیگران چنین اسلامی را خرافاتی اعلام نموده و نفی می‌کنند! و بدعتی که در خصوص پایان ماه صفر در دهه‌ی اخیر رایج شده و در گوشه و کنار دیده می‌شود نیز از جمله همین موارد تحریف و ترویج خرافات است.

در خصوص پایان ماه صفر، یک حدیث از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: «پایان ماه صفر را به من بشارت دهید» همین!

بعد آرام آرام پخش خرافات و ترویج بدعت‌ها در این باره شروع شد! ابتدا گفتند که پایان ماه صفر، اذان مغرب است. بعد گفتند: بهتر است که اذان مغرب در مسجد باشیم و به جماعت پایان صفر را بشارت دهیم! بعد گفتند: بهتر آن است که قبل از اذان صبح فردا را پایان صفر به حساب آوریم! بعد گفتند: بهتر است قبل از اذان صبح به مسجد «به عنوان خانه‌ی خدا و خانه پیامبر» رویم و در بزنیم و در اوهام خود به ایشان بشارت دهیم...

اخیراً اضافه نمودند که مستحب است مؤمنین قبل از اذان صبح به هفت مسجد بروند و در بزنند و بشارت دهند و تأسف‌آور این که عده‌ای از افراد ساده لوح و زود باور هم این خرافات را باور کرده و به چنین بدعتی عمل می‌نمایند(؟!)

لازم است بدانیم که همه‌ی این حرف‌ها دروغ و این رفتارها بدعت است و مسلمانان نه تنها باید از این خرافات دوری بجویند، بلکه با بدعت‌گزاران و دعوت کنندگان به این گونه خرافات (هر کس که باشد) شدیداً و بدون رودربایستی برخورد کنند و اطرافیان خود را نیز آگاه نمایند.